Archive for May, 2014


Campaign in support of Iranian political prisoner

‫کمپین حمایت از زندانیا‌ن سیاسی و زندانیا‌ن اندیشهٔ ایران 31.05.2014 Oslo- Norway‬

Happy Birthdyay to Dear Nasrin Sotoudeh From Sabri Najafi, International Camp…

Happy Birthdyay to Dear Nasrin Sotoudeh

From Sabri Najafi,
International Campaign in support of Nasrin Sotoudeh and prisoners of Conscience – Italy

این گلهای رنگارنگ برای نسرین ستوده بمناسبت زادروز تولدش که دیروز بود. برای نسرین ستوده که همیشه ستودنی است و راستی و عدالت را بر همه چیز ترجیح می دهد. نسرین جان به تو و به مردمان سرزمینمان که قلبت برای آنان می تپد و آنان قدر ترا می دانند تولدت را تبریک می گویم

صبری نجفی، کمپین بین المللی حمایت از نسرین ستوده و زندانیان سیاسی – ایتالیا


Timeline Photos
اعتراض چند چهره‌ فرهنگی و مدنی ایران به اعدام امیرخسروی

جمعی از چهره‌های فرهنگی و مدنی ایران در نامه‌ای که چهارشنبه، ۷ خرداد‌، منتشر شده، اعدام مه‌آفرید امیرخسروی، متهم پرونده موسوم به «اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی» را محکوم کردند.

بابک احمدی، سیمین بهبهانی، نسرین ستوده، جعفر پناهی، علیرضا جباری، فریبرز رئیس دانا، نرگس محمدی، فریده مرادخانی، اسماعیل مفتی زاده، محمد ملکی و محمد نوری زاد، اصغر فرهادی در قالب کارزار «لغو گام به گام اعدام در ایران» (لگام)، در نامه خود اعدام مه‌آفرید امیرخسروی را «گزینشی» خوانده‌اند.

در نامه‌ آن‌ها که در صفحه فیس‌بوک کارزار لغو گام به گام اعدام در ایران نیز منتشر شده، ضمن اشاره به دستگیری امیر‌خسروی، با ابراز ناخرسندی از وضعیت اقتصادی و برخورد جناح‌های سیاسی در ایران آمده است: «از زمان دستگیری تا زمان اعدام او، هیچ نشانی هم از بهبود اوضاع به چشم نمی خورد، بلکه برعکس این مصیبت اجتماعی مهلک ادامه دارد و فقط گاه به گاه آن هم در نتیجه برخوردهای متقابل گروه‌های قدرت، فسادهای بزرگ‌تر، پیچیده‌تر و اسرار‌آمیزتری رو می‌شوند.»

این فعالان در نامه خود «سخت‌گیری‌های متعدد قضایی» و «مجازات اعدام» و «حبس‌های سنگین» برای جرائم مالی واداری را باعث «خشم و ناامیدی مردم» دانسته‌اند.

آنها همچنین در مورد عدم تأثیرگذاری اعدام امیرخسروی نوشته‌اند: «کمتر کسی است که انتظار داشته باشد مجازات‌های اعمال شده گزینشی، و از جمله این آخرین مجازاتِ اعدام یکی از چهره‌های شاخص شبکه فعالیت های اقتصادی آمیخته با خلاف و کژروی، بتواند باعث مهار جدی، همه جانبه و اساسی فساد شود.»

فعالان کارزار لغو گام به گام اعدام، مجازات امیرخسروی را «بی‌ثمر و خلاف حقوق انسانی» خوانده‌اند. آن‌ها همچنین افزوده‌اند: «معتقدیم باید ریشه‌های اجتماعی فساد معدوم شود.»

آن‌ها همچنین در مورد امیرخسروی و پشتیبانان او در اقدام به اختلاس افزوده‌اند: «متهم از همکاری شبکه‌ای گسترده‌تر از آنچه در محضر دادگاه مطرح شده است، برخوردار بوده است و خود او نیز از افراد و موسسات پشتیبان و همکار خود نام برده است، که البته خیلی‌هاشان مصون مانده‌اند.»

کارزار «لگام» در سال ۱۳۹۲ با فراخوان هشت تن از چهره‌های فرهنگی و فعالان مدنی‌ای که از جمله محکوم‌کنندگان اعدام مه‌‌آفرید امیرخسروی نیز هستند، آغاز به‌ کار کرد.

سیمین بهبهانی (شاعر)، پروین فهیمی (مادر سهراب اعرابی از کشتگان ناآرامی‌ها پس از انتخابات ۸۸)، محمد ملکی (فعال سیاسی)، بابک احمدی (نویسنده و پژوهشگر)، فریبرز رئیس‌دانا (اقتصاددان)، محمد نوری‌زاد (روزنامه‌نگار)، علی‌رضا جباری (نویسنده) و اسماعیل مفتی‌زاده (فعال حقوق بشر)، با امضای فراخوانی هدف آغاز کارزار لگام را لغو «شیوه‌های بی‌رحمانه اعدام» اعلام کرده بودند.

——–

پرونده اختلاس سه هزار ميليارد تومانی که سال گذشته فاش شد همان پرونده‌ای است که مقامات ارشد نظام از هاشمی‌ شاهرودی، محسن رضایی و رحیم مشائی تا مصطفی پور محمدی وزیر دادگستری دولت تدبیر و امید، در اين پرونده دست داشته اند و همان پرونده اي كه علی‌ خامنه ای در سخنانی از رسانه ها خواست تا «اين قضيه را کش ندهند.»

لطفا این گزارش ویدیویی را ببینید:
http://goo.gl/De12yZ

تقدیم به همه زنانی که برای آزادی مبارزه میکنند …


تقدیم به همه زنانی که برای آزادی مبارزه میکنند …‬


‫ما دیگر در قفس نیستیم، آزاد هستیم‬

‫تقدیم به همه زنانی که برای آزادی مبارزه میکنند یـاد آن روز گــرامی که قـفـس را بشکـــــافم ما دیگر در قفس نیستیم، آزاد هستیم! شهلا زلاند، خوانندهٔ مشهور افغان و خواهر فرید زلاند، سال گذشته این جمله را پس از اجرای زیبایش در روز زن در برنامه «ستاره افغان» با غرور بر زبان آورد. یـاد آن روز گــرامی که قـفـس را بشکـــــافم سر برون آرم از این عزلت و مستانه بخوانم «دُخت افغان» با آهنگسازی فرید زلاند (که نامی آشنا برای ایرانیان است و بسیاری از آهنگ های ماندگار هایده، داریوش، گوگوش، ابی، معین و … ساخته ی ایشان است)، و شعری از مرحوم نادیا انجمن (از شاعران جوان افغان که به دلیل ضرب و شتم توسط شوهرش کشته شد)، برای زنان ستم کشیده جهان خوانده شده … این آهنگ از درد رنج میگوید، از بیداد و ستم، از شکافتن قفس و از امید به فرداها … آهنگی برگرفته از روحیه موسیقیایی ایرانی و افغانی، که به مانند تاریخ و فرهنگ و دردها و رنج هایمان پیوند خورده است. روزگاری است شاید سختی ها از هم دورمان کرده. روزگاری است دوستی ها و برادری ها را فراموش کرده ایم و نامهربانی پیشه کرده ایم. ‬http://j.mp/1fuXZks


Timeline Photos
مکتب دیکتاتورها و تصویر سه دیکتاتور

با دیدن این عکس و مشاهده تصویر سه دیکتاتور متوجه میشویم که : دیکتاتورها از سرنوشت مختوم دیکتاتورهای پیشین و ازعاقبت آنها درس نمیگیرند زیرا همواره خود را تافته ای جدا بافته و برتر از دیگران و دارای قدرت مطلقه و فصل الخطاب نظام و حکومت میدانند و مطلق‌العنان و تمامیّت خواه هستند و از هر چه که آنها را از قدرت جدا کند میهراسند و با سرکوب و عوامفریبی سعی می کنند تا چند صباحی بیشتر در قدرت بمانند و همانند هیتلر,صدام,قذافی و خامنه ای به گروهی که اطراف خود جمع کرده اند مینازند ومخالفان خود را تحقیر و سرکوب میکنند و آنچنان در دروغ هایی که به مردم میگویند غرق میشوند که وقتی به خود می آیند که همانند هیتلر خودکشی کرده و جسد سوخته اش از تونل زیر زمینی بیرون می آید و یا مثل صدام با حقارت از ته چاه درآورده میشود و یا همانند قذافی با خفت و خواری از کانال و لوله های فاضلاب بیرون آورده میشود.دیکتاتورها فراموش میکنند که زمین زیرپای دیکتاتورها هم می لرزد و جایگاه همه دیکتاتورها و خودکامگان اقتدارگرا از چنگیز مغول تا خامنه ای زباله دان تاریخ است.
محمد رستگار
۳ خرداد ۱۳۹۳

یکی‌ از کاربران فیسبوک به نام فرزان در کامنتي نوشته است: ” در ابتدا با این صحبت…

‫یکی‌ از کاربران فیسبوک به نام فرزان در کامنتي نوشته است:

" در ابتدا با این صحبت های سپیده دم مخالف بودم حتی خودم از کسانی بودم که عکس با خانواده در اختیار پیج مسیح گذاشتم. اما هم اکنون متقاعد شدم که سپیده دم چیز زیادی از مسیح نمیخواد و اگر قراره پیجی با حجاب اجباری مخالفت کنه حد اقل میتونه از تارخچه اجباری شدن اون حجاب هم بنویسه چرا مسیح حاضر نیست این ویدیو ها رو به اشتراک بزاره؟؟؟ "


Timeline Photos
مسیح علی‌نژاد می‌گوید: " پشت این صفحه هیچ کسی نیست. خودم هستم . من هستم و دو سه دوست و همخانه ای مهربان … و در انتها می‌گوید: یاد گرفته ام برای آنکه زبانم دراز باشد، حسابم پاک باشد! "

حال پس از اینکه ما پرسش هایی را در چند روز گذشته مطرح کردیم و علی‌ رغم اینکه ایشان هرچند وقت یکبار فحاشی‌های رسانه‌‌های تندرو داخل ایران نسبت به شخص خودشان را به اشتراک میگذارند، اما حاضر نیستند به پرسش‌های ما پاسخ دهند.

یکی‌ از کاربران فیسبوک به نام فرزان در کامنتي نوشته است:

" در ابتدا با این صحبت های سپیده دم مخالف بودم حتی خودم از کسانی بودم که عکس با خانواده در اختیار پیج مسیح گذاشتم. اما هم اکنون متقاعد شدم که سپیده دم چیز زیادی از مسیح نمیخواد و اگر قراره پیجی با حجاب اجباری مخالفت کنه حد اقل میتونه از تارخچه اجباری شدن اون حجاب هم بنویسه چرا مسیح حاضر نیست این ویدیو ها رو به اشتراک بزاره؟؟؟ "

http://j.mp/1dOyG0T

در پس زمنیه تصاویری از ویدیویی که ما سال پیش در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۲ منتشر کردیم و در گوشه سمت چپ تصویری از کامنت فرزان را می‌بینید. لازم به ذکر است نام و تصویر فرزان را جهت امنیت ایشان و همسرشان از آنجا که سربازان گمنام ارتش سایبری این روز‌ها به منتقدین مسیح علینژاد فحاشی میکنند مخدوش نمودیم.

همچنین با انتشار یک ویدیو نوشتیم: خانم مسیح علی نژاد آیا حاضرید با صراحت توهین هایی که توسط سربازان گمنام به منتقدین میشود را محکوم کنید؟ که باز هم واکنشی نشان ندادند …

http://goo.gl/HTI5Pi

سهیل پرهیزی مدیر مسئول سایت سپیده دم در مورد صفحه آزادی‌های یواشکی می‌نویسد: به خاطر دارم حتی در اوج روز‌های جنگ ایران و عراق که پاسداران و بسیجیان از شهر‌های بزرگ گرفته تا شهرک‌های ساحلی با زنجیر به جان مردم میافتادند و می‌گفتند ما شهید ندادیم که شما با این سر و وضع به خیابان بیایید … در همان روز هایی که روسری را با پونز روی پیشانی دختران و زنان می‌‌چسباندند، عده‌ای دیگر از زنان و دختران در گوشه‌ای از سرزمین پهناور ایران در یک خلوتگاه، یواشکی روسری خود را بر میداشتند، عکس می‌گرفتند و عکس‌ها را به دوستان و خانواده خود نشان میدادند … با گذشت ۳ دهه از آن‌ روز‌ها زنان در ایران آزادتر نشدند و هنوز هم به شکل مداوم با خشونت، توهین و تحقیر در رابطه با حجاب خود مواجه‌اند .

حال با این مقدمه مایلم این پرسش را مطرح نمایم با توجه به اینکه زنان حتی در اوج روز‌های سخت گیری در گوشه‌ای کشف حجاب میکردند، کمپین چند دقیقه " آزادی یواشکی" که بدون آنکه گردانندگان آن‌ به علت‌ها بپردازند و طراحان حجاب اجباری را به مردم معرفی‌ کنند، آیا آدرس غلط دادن به مردم نیست؟

با توجه به اینکه مسیح علینژاد گرداننده این کمپین در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ با آوردن مثالی برگرفته از ادبیات محمود احمدی‌نژاد، از اپوزیسیون خارج از کشور انتقاد کرده و از حجاب اجباری دفاع نمود و به نمایندگی‌ از جنبش سبز گفت: کسانی‌ که به خیابان آمدند فقط به دنبال رای خود بودند "مردم انقلاب کردند تا جمهوری اسلامی داشته باشند و حجاب را بیاورند!"

آیا اکنون می‌توانند هدف واقعی‌ خود را از راه اندازی این کمپین به ما بگویند؟ آیا حاضر هستند طراحان حجاب اجباری را به مردم معرفی‌ کند؟

گرچه گردانندگان صفحه "آزادی های یواشکی زنان در ایران" برغیر سیاسی بودن آن تاکید دارند اما سخنان حجت الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در واکنش به بی حجابی را منتشر میکنند لیکن در مورد نقش روحانیون طرفدار خمینی در اجباری کردن حجاب برای زنان سکوت میکنند.

آیا خانم علینژاد حاضر است در آن‌ صفحه "آزادی های یواشکی" به مردم بگوید که حسن روحانی در کتابش اعتراض زنان به حجاب اجباری‌ ر ا به غر زدن تعبير کرد و علی‌ رغم نظر آقای طالقانی كه معتقد به اختیاری بودن حجاب بود گفت: در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب الزامی کنیم، که آغازی برای وزاتخانه‌ها و ادارات دولتی باشد …

http://goo.gl/6V4CbG

آیا خانوم علینژاد حاضر است طراحان حجاب اجباری را به مردم معرفی‌ کنند و این ويديوی افشاگرانه در مورد چگونگی اجباری شدن حجاب در ايران را که سال گذشته در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۲ منتشر کردیم را در آن‌ صفحه به اشتراک بگذارند؟

http://j.mp/1fbxnu5

آیا اگر ما برای حق انتخاب زنان و رسیدن به یک توسعه پایدار قدم برداریم تا در ایران شرایطی فراهم شود که زنان و دختران، همانطور که خانوم علینژاد در غرب حق انتخاب دارند چه زمانی‌ حجاب داشته باشند چه زمانی‌ کلاه سر کنند، یا در وقتی‌ دیگر با دکلته در خیابان قدم بزنند، آنها نیز از این آزادی برخوردار شوند، خواسته ما بر اندازی است؟ آیا بدون تغییر ساختار فعلی‌ ولایت مطلقه فقیه میتوانیم به آزادی پایدار و نه "آزادی چند دقیقه یواشکی" دست یابیم؟ اگر شما هم هدفتان آزادی واقعی‌ برای زنان در ایران هست، و اگر آنطور که ادعا می‌کنید شما مستقل هستید آیا حاضرهستید این مطلب را به همراه این ویدیو در آن‌ صفحه به اشتراک بگذارید؟

http://j.mp/1fbxnu5


‫دختری که امید به دولت امید بسته بود’مرد!‬

‫دختری که امید به دولت امید بسته بود’مرد! آیا میدانید که:«سایه مقدسی»، دانش آموز نخبه اهل مراغه که با دستورحسن روحاني و حمایت وزیر آموزش و پرورش برای مداوا راهی آلمان شد به علت عدم پرداخت هزینه برای شروع درمان و فشار سفارت جمهوری اسلامی برای بازگرداندن او به ایران سرانجام باتلاش وزارت امور خارجه جواد ظریف’مرد. این دانش آموز چهارده ساله و عضو سازمان استعدادهای درخشان (سمپاد) که در مدرسه دخترانه تیزهوشان مراغه مشغول به تحصیل بود با انتشار دو دفتر شعر، جوان‌ترین شاعر مراغه شناخته می‌شد و از بیماری خونی به نام آی. ال. ال (ILL) رنج می‌برد که درمان آن در کشورمان میسر نبود و به همین دلیل به فرمان حسن روحانی با هیاهوی تبلیغاتی که سایت های حامی دولت اعتدال! و امید! راه انداخته بودند راهی بیمارستان دانشگاه فرانکفورت آلمان شد تا مراحل درمان را بگذراند؛آموزش و پرورش نیز محمدرضا مقدسی را با عنوان معلم مدرسه ایرانی‌های فرانکفورت معرفی کرد تا همراه سایه به آلمان بروند و مراحل درمانی سایه طی شود. اما دختر نخبه مراغه ای در بیمارستان آلمان سرگردان شد زیرا به گفته پدر سایه، کنسولگری ایران در فرانکفورت از بیمه کردن این خانواده با وجود اینکه پدر سایه در مدرسه کنسولگری ایران در فرانکفورت مشغول به کار بود، خودداری کرده بود.محمدرضا مقدسی گفته بود:{ سایه را در بیمارستان فرانکفورت بستری کردند و درمان آغاز شد,چند روزی که از مراحل اولیه درمان گذشت، از طرف بیمارستان به من گفتند باید طبق قانون آلمان مدارکم را که شامل بیمه هم بود به آن‌ها تحویل بدهم.من هم گفتم که من در استخدام مدرسه کنسولگری ایران در فرانکفورت هستم و آن‌ها باید تا به حال تمام کارهای اداری مرا انجام داده باشند، اما گویا سفارت من را بیمه نکرده بود!} در همین ارتباط مهدی دواتگری، نماینده مجلس در نشست علنی شنبه ۲۴ اسفندماه مجلس در بخشی از تذکری شفاهی به وزیر امور خارجه، خطاب به رییس جمهور درباره هزینه درمان «سایه مقدسی»، گفته بود: این دانش آموز نخبه با دستور رییس جمهور به کشور آلمان اعزام شده است اما در معرض آسیب های جسمی و سیاسی قرار دارد، از این رو انتظار می رود از طریق وزارت خارجه نسبت به تضمین هزینه های درمان ایشان اقدام عاجل معمول شود. سایه مقدسی که در زمانی که در فرانکفورت آلمان به سر می برد، درباره ی وضعیت خود گفته بود:{ پس از رسیدن به آلمان به بیمارستان مراجعه کردیم و با دستور پروفسور ''پیتر بادر'' درمان من تنها به استناد گزارش نشریات ایرانی که در آنها کم و کیف سفر درمانی من با دستور ویژه ی رییس جمهورعزیزمان آمده بود شروع شد و بیمارستان فرصت داد یا بیمه شویم یا محل هزینه ی درمانی مشخص شود. پس از مراجعات مکرر پدر و مادرم به کنسولگری ایران در فرانکفورت قرارداد کاری پدرم بر اساس حکم کارگزینی ارسالی از وزارت آموزش و برورش صادر نشد و سر کنسول ایران می گویند یا شخص رییس جمهور محترم هزینه ی درمانی را به عهده بگیرند و یا دستور دهند تا قرارداد کاری پدرم در مدرسه ی فرانکفورت صادر شود تا ما را طبق قوانین آلمان بیمه و حمایت کنند. امروز ۱۰ روز است درمان من متوقف شده و من در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دارم. تا کنون به درخواست های کتبی-شفاهی و تلفنی پدرم باسخ نداده اند … الان جان من با خطر جدی مواجه است.} سرکنسولگر ایران در فرانکفورت با این که نامه رسمی آموزش و پرورش مبنی بر استخدام پدر سایه را دریافت کرده بود، حاضر به تنظیم قرارداد و در نظر گرفتن حق بیمه برای خانواده مقدسی نشد. او هزینه‌ی بالای درمان سایه را دلیلی برای سرباز زدن از تنظیم قرداد و بیمه عنوان می‌کرد و پیش‌تر عنوان کرده بود که فقط به دستور مستقیم رییس جمهور و یا وزیر امورخارجه حاصر به تنظیم قرارداد هستم . بیمارستان فرانکفورت چهار هفته پس از بستری سایه به دلیل عدم دریافت بیمه در نامه ای بطور رسمی خواستار پاسخگویی سفارت جمهوری اسلامی شد اما سرکنسولگری سفارت در پاسخ نامه با بکار بردن عباراتی که باعث سرافکندگی خانواده دختر نخبه ایرانی شد در نامه بابت مزاحمت یکی از هم میهنان از آلمانی ها عذرخواهی کرد و عنوان کرد که درمان سایه را قطع کنند و برای مداوا به ایران بفرستند. این نامه در حالی از سوی محمدصادق عبدالهی سرکنسولگر ایران نوشته شد که این خانواده با فرمان حسن روحانی و امید سایه به او برای مداوا عازم آلمان شده بودند. متن نامه سرکنسولگری سفارت جمهوری اسلامی به این شرح بود: «جناب آقای پرفسور محترم، اینجانب می خواهم به خاطر تلاش و زحماتتان تا به امروز از شما قلبا تشکر کنم و همچنین به خاطر مشکلاتی که یکی از هموطنانم برای شما تولید کرده، عذرخواهی کنم. علاوه بر آن می خواهم به اطلاع شما برسانم که با توجه به اینکه بیمار مزبور می تواند در ایران نیز مورد معالجه قرار گیرد،بهتر این است که بیمار مذکور به ایران برگشته و در آنجا شروع به معالجه کند. با سلام دوستانه – محمد صادق عبدالهی، سرکنسول» محمدرضا مقدسی، پدر سایه بعد از این نامه سرکنسولگری درانتقاد به وضعیت پیش آمده گفته بود:{ سایه علاوه بر درد جسمانی, ترسی شدید از آینده دارد و از بی خوابی در بستر بیماری پلک بر روی پلک نمی گذارد و بر نقطه ای خیره می شود … نامه و رفتار بعضی از مسوولین ما در این بلاد غریب حکم قتل سایه و به طبع آن پریشانی ابدی ماست. من و همسرم نه خوابی داریم، نه آرامشی. امید از خانه ما رخت بر بسته است} با تلاش وزارت امور خارجه جواد ظریف برای انتقال سایه به ایران و توقف درمانش در آلمان متاسفانه بدن سایه کم آورد و حال سایه در انتظار بازگشت به ایران بحرانی شد و با وجودی که توسط خانواده اش دوباره به بیمارستان آلمانی انتقال داده شد اما دیگر دیر شده بود و سایه دختر عزیز ایران زمین زیر دستگاه ها در بیمارستان ’مرد! آری سایه تمام شد، سایه دیگر جان نداشت. خدایا سایه مظلومانه از این دنیا رفت و اینچنین ایران زمین دخترنابغه و چکامه سرایی را که امید به دولت امید بسته بود از دست داد. محمدرضا مقدسی، پدر سایه بعد از مرگ جگرگوشه اش میگوید:{ صدای مرا به گوش مردم و مسئولان برسانید. ما به دستور رییس جمهور به آلمان اعزام شدیم اما دخترم جانش را از دست بدهد. سایه امید داشت، ما هم امید داشتیم.دختر من شاعر بود.او امیدهای زیادی داشت.امیدهایی که حالا باید خاک شوند.} درپی درگذشت سایه مقدسی ۱۶ ساله، وزیر آموزش و پروش دولت امید! و اعتدال! گفته بود: «باید از زحمات وزارت خارجه و کنسولگری ایران در آلمان و به طور خاص پیگیری‌های سرکنسولگری کشورمان در فرانکفورت که نهایت همکاری و کمک را در درمان سایه مقدسی انجام دادند، تشکر کرد.(!!!)» با توجه به اظهارات پیشین سرکنسول ایران در فرانکفورت که در گفت‌و‌گو با دویچه‌وله گفته بود، خواستار بازگشت هر چه سریعتر خانواده مقدسی به ایران است، مشخص نیست که وزیر آموزش و پروش از کدام پی‌گیری‌های محمد صادق عبدالهی یاد و از وی تشکر کرده است.سرکنسول ایران در فرانکفورت پیش از این به دویچه‌وله گفته بود: «پیش از این‌که این خانواده به آلمان اعزام شود، بارها درخواست کردم که او را با این وضعیت به آلمان نفرستند. وزارت امورخارجه هم در جریان این درخواست من هست. همان موقع هم گفته بودم که این مسئله مشکل آفرین خواهد شد، اما علی‌رغم تمام این درخواست‌ها، آن‌ها را فرستادند.» و تشکر وزیر حسن روحانی از زحمات وزارت خارجه و کنسولگری ایران در آلمان در حالی است که محمدرضا مقدسی، پدر سایه پس از نزدیک به سه ماه تدریس در مدرسه ایرانی‌های فرانکفورت گفته بود: «هنوز نه حقوقی به من داده‌اند. نه تا الان که سایه جان داد وضعیت اقامت ما را مشخص کردند و نه مکانی برای اقامت ما در نظر گرفتند. زیرزمینی در اختیار ما گذاشتند و تمام.وقتی پزشکان پرونده سایه را بررسی کردند و آزمایشاتی انجام دادند به ما گفتند که زمان مناسبی او را رسانده‌اید و برای بیماری سایه درمان قطعی وجود دارد. پرفسور پیتر بادر، پزشک معالج سایه به ما گفت که آینده‌ی درمان سایه روشن است اما توقف درمان، همه چیز را خراب کرد.» از اینجا به خوبی یک بار دیگر متوجه میشویم که پایه نظام جمهوری اسلامی حال از هر باند و گروهی میخواهند باشد فقط بر یک اصل استوار است و آنهم دروغ است. حال عزیزان انتخاب با شماست که به امیدهای واهی اصلاح طلبان سهم خواه حکومتی که هربار به یک رنگ و یک شکل درمی آیند از خط امامی دیروز و اصلاح طلب امروزی از حمله کنندگان به تجمع های مسالمت آمیز مردمی و متجاوزان به حریم سفارت خانه ها و مبتکران اجباری کردن حجاب برای دختران و بانوان ایران زمین گرفته تا بنفش های امروزی که آنها را میتوان در هر قالب و رنگی دید به جز در قالب یکرنگی و صداقت دلخوش باشید و یا اینکه باور داشته باشید که حق گرفتنی است و هرچقدر که مردم در پیگیری مطالبات مدنی و شهروندی فعال تر و متحد تر باشند اقتدارگرایان مجبور به عقب نشینی بیشتری میشوند و این همان آلترناتیوی است که اقتدارگرایان از آن وحشت دارند و آن همانا قدرت اتحاد مردمی در پیگیری فعال مطالبات خویش است. قضاوت با شماست. محمد رستگار پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۳‬